عجیب
عجیب شده ببین / مردی هست که باهاش عجین شده یه چیز
که مثه توی فیلما / خشابو پر کنه هرکی رو که گوه خوره ببنده به تیربار
حس می کن حرفش نیست ادعا / یه میکروفون داره با یه لیست اتهام
که باهاش خاطرات تلخ داره اون / زیر پاهاش زخمیه فرق داره اون
با همه آدمایی که توی زندگیم دیدم / اونو مثه قهرمان یه قصه می بینم توی آینه هر روز
دوس داره بره به یه جای انقد دور / که هیچکسی دیگه نباشه دور و برش
ببینه جلوترش رو یه خونه / که پلیسی نباشه جلو درش
ولی حیف که زندگی رویاست فقط / مگر اینکه پیدا بشه همچین جایی واسه من
که مثه توی فیلما / خشابو پر کنه هرکی رو که گوه خوره ببنده به تیربار
حس می کن حرفش نیست ادعا / یه میکروفون داره با یه لیست اتهام
که باهاش خاطرات تلخ داره اون / زیر پاهاش زخمیه فرق داره اون
با همه آدمایی که توی زندگیم دیدم / اونو مثه قهرمان یه قصه می بینم توی آینه هر روز
دوس داره بره به یه جای انقد دور / که هیچکسی دیگه نباشه دور و برش
ببینه جلوترش رو یه خونه / که پلیسی نباشه جلو درش
ولی حیف که زندگی رویاست فقط / مگر اینکه پیدا بشه همچین جایی واسه من
تعبییر رویام پای تو / تا اینکه پیدا بشه همچین جایی واسه من
تغییر دنیام پای تو / تا اینکه پیدا بشه همیچین جایی واسه من
نه تو حسم ، نه ، نه تو اسمم ، نه / نه تو دل من و تو نباشه جایی واسه غم
ولی حیف که زندگی رویاست فقط / مگر اینکه پیدا بشه همچین جایی واسه من
یه جای خوب، یه جای توپ / یه جایی که دشمن نباشه جای دوست
بشه بود، بشه موند، بشه خوب بود، بشه خوب موند، آره بشه خوب موند توش
یه جایی که تو بندرش، ماهی گیر نباشه و پشت سنگرش توپ و تیر نباشه / و توی جنگلش، روباه و گرگ سلطان جای شیر نباشه
و من، برم یه جایی که بشه نفس کشید / یه شهری که نشه روش قفس کشید
یه جایی که یه آدمی مثل من امیدوار باشه که با حرفش یکم عوض بشید
یه جای خواب، یه خواب راحت / که بتونم بسازم تو خوابم رویامو آخر
ولی حیف، که زندگی رویاست فقط / مگه اینکه پیدا بشه همچین جایی واسه من
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 15:42 توسط فَروَهَر، سرباز کوروش
|