عقربه عمره که تاتي تاتي رفت / مغز همه رو راهي قاطي پاتي زد

يه جفت کفش پامه که بوي خاک ميده / دوتا کف صاف داره مارو به دوش کشيده

توي سطح خيابونا کرده مارو بالا پايين / ميميري ميموني رو دست اگه با ما باشي حاجي

دستاي پينه بستم آلوده به خونه / تيزي ناموس رقصش مارو آبروئه

اينقدر از پشت زدن... که جاي خالي کمه؟ / تو طرز فکرم دست به دستمالي بده

اين سري که ميبيني رو به بالا بوده همش / سينه سپر رو به جلو و دنيا پايين تنم

پس خوش به حالم پشت کارم هميشه تو چشمه / چون پشتيبانم خدا بوده نشد که جا بشه

مال دشمنا پشت درا بسته موندن آخه / وا ندادم دادا خب وصله اونم داره

سرتا پا خاک گلو فاز دود و دمه / آره خوردم زمين ولي پاشدم يه دفعه

هرچي مشکلم هست از رفاقت بده / همه بزه شدن و بچه با مرامه خره

دل خاک و خون کشيده اي داريم تو سينه / درد و دل سيخي چند همش شدش يه کينه

هنوزم که ميبيني سرپائم من / مرد شدم واسه خودم... ارواح عمه ات

ما زيرخاکيم اما از اون سيبيل پهناش / اونا که ميخوري بهشون باس بذاري يخ جاش

خلاصه کلوم رک و پوست کنده داش

ما زاده ي خيابونيم نه جو خوانواده / اين زخمايي که ميبيتني سختي هاي راهه

ماها اشک نديديم تا حالا چشمه خشکه / پس خودتو مثل من نبين بچه خوشگل

روزا يکي يکي گذشت ما  مرد بار اومديم و / ياد گرفتيم که به زخمها رو نديم

پس دلو زديم به آب و شديم يه بي نقاب / که تني به باخت نميده حتي شده يه بار

ما قيمتي نبوديم و نيستيم داداش / يه معرفت داريم که نيست تف بالاش

ذهن من با ريز محتواش / اين دنيارو ارزشي نيست تخم براش

حاجي سرگرمي کم نيست از مردي امنيتي ساختيم که دورو بريامون

حال ميکنن و ما با حوري پريامون / تپله تو جيبامون رفيقيم با خيابون

غضبيم روي ناموس با همين دو چشامون

اينقدر باز بود که ديديم لقمه چربه

پشتش حرفه حرفاي مفت که جوه / اينقدر ببند که کج بشه تخم چپت

رک بگم که آره حاجي دو گوش هارو چيدي / تا درسارو نشنويم ما اونا رو ديديم

با جيگري مرد پي گرگا رسيديم / از اونم رد شديم بگو تو کجايي شيويد؟

همه خيابوني شدن هه...  باريکلا پس... باري کم لات دست... خالي چند بار؟

زدي که خورده باشي چوب قالي جبار / يکم صادق باشي خوبه حمال